خرید بک لینک
تو را دارم ای گل، جهان با من است تو تا با منی، جان جان با من است چو میتابد از دور پیشانیات کران تا کران آســــمان با من اســت چو خندان به سوی من آیی به مهر بــــهاری پر از ارغوان با من است ! کنار تو هر لحظه گویم به خوی

برچسب: نویسنده: یوسف جلالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:19

شاعر اگر بودمهر شب زیر نور چشمانتغزلها می سرودم ____________♥_♥____ طبع لطیف تو را داشتمهمه ی واژه هایعارفانه را برایتفسیر تو کنارهم می چیدم ____________♥_♥____ ساحر اگر بودم پادزهری برای طلسمنگاهت می ساختم ____________♥_♥____ نقاش اگر بودمفرشته ایشبیه خودت می کشیدم مه_ناز

برچسب: نویسنده: یوسف جلالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:19

سرشار از عاشقانه ها و لبخندهای نهان ،سوار بر شانه های مردی که چشمانش مرا می بیندو گوش هایش حرف هایم را نمی شنود. من یک زنم با زنانگی های ظریف و مردانگی های خشنکه در پشت نگاه زنانه ام پنهان است.روزها می توانم مثل اسب بارکش کار کنم و تو خستگیهایم را نبینی . من یک زنم کوهی عظیمی که میتواند در دل

برچسب: نویسنده: یوسف جلالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:19

در پی عکس ماه، در حوضچه ی وسط ، باغ همه ی شب را دویده ام کجاست آبی برای انعکاس آن همه زیبایی؟ مهتاب نور خود را به رخ سیاهی ها میکشد من مانده ام و .. حسرت دیدار شاهزاده ی آسمان . روزها بدنبال آرامش شب و شبها در فراق نور لحظه ها را پیموده ام . من آرامش در آغوش گرم خواب یافته ام ،و نور را در دل تا

برچسب: نویسنده: یوسف جلالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:19

تو برمیگردی تو حتمن برمیگردی! ♥ حتا اگر تمامِ دروازههایِ جهان بسته شوند و تمامِ پنجرهها هم کور ♥ حتا اگر تمامِ ریلها خارج شوند وُ تمامِ کشتیها گرفتارِ دریایِ شور حتا اگر تمامِ آسمان را کنده باشند وُ تمامِ پروازها را هم کشته، ♥ تو میآیی که میدانی حتمن، راهی هست که خیالِ تو هر شب خانه است!

برچسب: نویسنده: یوسف جلالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:19

هر زمان که آرام و بی صدا به تــــو می اندیشمسکوت خلوت دنج می شکندطوفان بر پامی شودگردبادی بلند و وحشی تمام تنم را میلرزاند و همه ی خاطرات را زیر و رو میکند... عجیب است که یک رویای ساده بتواندچنین غوغایی به راه بیاندازد به خودم قول دادم، وقت فکر کردن به تو جلوی رعدهای بی موقع را بگیرمو این چشمهای خس

برچسب: نویسنده: یوسف جلالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:19

برگــهای سبز لبخــدم در خــــزان دوری رنگ باختـــند و در یخبـــــندان تنـــهایی، ترکــــم کردنـــد امــــیدم به جوانـــه ها ی بـــــهار است و غـــرق شدن در باران نگاهت ... #مه.ناز صبری که دادی نفس های آخــــر رامی کشـــد شتاب کن پرواز نزدیــــک است ... برچسبها: بهار, خزان, یخبندان, دوری,

برچسب: نویسنده: یوسف جلالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:19

در من زنــی هر صبــح عاشقانه هایم را می فشارد و آویزان می کند خورشید اشکهای پهن شده را می خشکاند و او در آینه لبخنــــدی زیبا رسم می کند بعد آرام و بی صدا بر بال نسیـــم می نشیند و به آسمـــان سفر می کند فردا دوباره غصــه هایم را در ایـــوان پهن می کند و بر لبم شادی می نشاند باز هم ترک

برچسب: نویسنده: یوسف جلالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:19

#چشمهای_تو_مرا_صدا_میزند هر زمان که از دلتنگی در پناه آسمان چشمانت دل به رعدهای نگاهت بستم، تا قدمهای باران بر گونه ام بنشیند... یا آن لحظه هایی که سوار بر تن خسته ی قلم غرق در اقیانوس واژه های نابت هستم تا دستان امید بر ساحل نگاهم بنشیند... #چشمهای_تو_مرا_صدا_میزند... آن دم که وجودم سرشار از

برچسب: نویسنده: یوسف جلالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:19

عشــق شاید نفس های تو باشد وقتی همراه نسیم گونه هایم را به نوازش می نشیند عشـــق شاید لبهای تو باشد وقتی به پهنای گونه ی ، آفتاب سوخته ات لبخــــند می شـــود عشـــق شاید صدای قدمهای تو باشد وقتی دور می شــــوی وبه گوش من هر بار نزدیک و نزدیک تر می شود عشـــق شاید تپش های قلب من باشد وقتی نام

برچسب: نویسنده: یوسف جلالی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:19

صفحه بندی